نسخه قدیم سال تولید، پشتیبانی ها، مانع زدایی ها

امروز چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۱۲
 

اخبار

فاتح دیروز خرمشهر و مدافع امروز سلامت

بابک صالحی: از همه عزیزان اتتظار می رود زمانی که سالم و شاداب هستید کادر درمان را هیچگاه فراموش نکنید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بهداشت و درمان صنعت نفت آغاجاری ، به مناسبت سوم خرداد سالروز فتح غرور آفرین خرمشهر ، با یکی از رزمندگان حاضر در عملیات بزرگ  بیت المقدس و فاتح خرمشهر مصاحبه ای انجام دادیم که تقدیم خوانندگان محترم می گردد:

لطفا خودتان را معرفی بفرمایید و سوابق خود را در بهداشت و درمان صنعت نفت بیان فرمایید. بابک صالحی هستم پرستار شاغل در بهداشت و درمان صنعت نفت اغاجاری.
من از سال 1374 در بیمارستان شهید ایرانپور نفت امیدیه در بخش درمان مشغول به خدمت می‌باشم.

در چه تاریخی به جبهه اعزام شدید و در چه عملیاتی شرکت کردید؟در تاریخ 12 اردیبهشت 1361 در حالی که 15ساله بودم به جبهه اعزام شدم و پس از آن چند بار دیگر هم روانه جبهه شدم و در عملیات های زیادی شرکت کردم از جمله این افتخار را داشتم که در عملیات بزرگ الی بیت المقدس و فتح خرمشهر حضور داشته باشم.

لطفا کمی در مورد عملیات بیت المقدس توضیح دهید. در این عملیات با توجه به موانع بسیار گسترده و خشنی که مهندسی - رزمی عراق در خرمشهر ایجاد کرده بود همچنین با حفر کانال های بسیار متعدد و پیچ در پیچ کار را برای رزمندگان اسلام بسیار سخت کرده بود و تنها با فداکاری بی نظیر و از جان گذشتگی رزمندگان بود که بی محابا و بدون هیچگونه خوف و هراسی به دل دشمن می‌ زدند و گاهی آنقدر عرصه بر رزمندگان تنگ می شد که نمی‌ دانستیم از کدام طرف به ما حمله می‌ شود بدلیل کانال های متعدد و نیمدوری که ایجاد شده بود از هر طرف به سمت مان تیراندازی می شد ولی چون نگرانی از کشته شدن نداشتیم  و حتی خیلی ها آرزوی شهید شدن را داشتند به عمق ارتش عراق حمله کرده و با تیزهوشی فرماندهان ، همان موانع را علیه خودشان بکار می گرفتیم و وارد شهر شدیم و شهر را آزاد نمودیم و حتی رزمندگان ما چنان پیشروی برق آسایی داشته اند که تا کیلومترها به سمت بصره نیز پیشروی کردند و دهها هزار نظامی عراقی را اسیر کردند و در این عملیات بود که عراق باتمام وجود درک کرد که چه اشتباهی کرده که به ایران اسلامی حمله کرده است و به چه بیشه ای وارد شده و با چه شیرانی روبرو شده است.

اگر خاطره ای از جبهه و بخصوص عملیات بیت المقدس دارید بفرمایید.

ما در این عملیات حدود ساعت 11صبح بود به همراه شهید علی بیگدلی و تعدادی از عزیزان در یک صحرایی که بسیار صاف و هموار بود در حال حرکت بودیم که ناگهان هواپیمای دشمن آمد و اقدام به رها کردن بمب ممنوعه خوشه ای نمود اتفاقا دقیقا در بالای سر ما به سمت زمین در حرکت بود و این بمب هنگام برخورد با زمین ، به تعداد بسیار زیادی از بمب های کوچک تبدیل شده و هرکدام از آنها جداگانه منفجر می شد که بسیار هولناک بود و حتی در جنگ جهانی دوم به همین خاطر این بمب لقب سگ دیوانه گرفته بود.

وقتی بمب در نزدیکی ما به زمین خورد و تبدل به بمب‌های زیاد دیگری گردید تقریبا تمام آن منطقه را در بر گرفته بود یعنی هرکجا که نگاه می کردی بمب‌هایی بودند که تا چند لحظه دیگر منفجر می‌ شدند ، هرکسی به گوشه ای فرار می‌کرد که ناگهان گودالی در نزدیکی ما مشاهده شد که قبلا بچه ها برای استتار تانک و ادوات سنگین در صحرا حفر کرده بودند و ما بلافاصله خودمان را به داخل آن گودال انداختیم و خوشبختانه به هیچ کسی از بچه‌ها آسیبی نرسید کما اینکه تقریبا چند لحظه قبل همه ما احساس می کردیم دیگر کار ما تمام هست و این لحظات آخر زندگی ماست ولی لطف خداوند چیز دیگری بود و تا مدت ها و حتی بعضی اوقات در همین زمان کنونی نیز ، خودم را که درآن لحظه احساس می کنم و به یاد آن حادثه سخت می افتم که البته با لطف خداوند به‌ خیر گذشت ولی همیشه آن صحنه در ذهن مان مانده و برایمان تداعی می‌شود ولی درآخر به  لطف پروردگار به خیر گذشت و آن صحنه نیز در ذهن ما به داستانی با پایانی زیبا و دلنشین تبدیل شده و باعث رقت و طراوت و زیبایی افکار سخت ذهن مان می شود.

جنابعالی که تجربه حضور در جبهه دفاع مقدس را دارید و هم اکنون در جبهه سلامت در حال مبارزه با پاندمی کرونا هستید چه تفاوت ها و شباهت هایی در این دو جبهه می بینید؟

در مورد شباهت بین جبهه دفاع مقدس و جبهه سلامت ، در واقع نه‌ تنها شباهت های زیادی با هم دارند بلکه تقریبا این دو جبهه یکی هستند زیرا در هر دو باید از جان گذشت و در هر دو جبهه باید جانفشانی کرد. همانگونه که در همه صحنه ها و بخصوص از زمانی که کرونا در کشور شایع شده است جانفشانی عزیزان در جبهه سلامت برای همه قابل مشاهده هست کما اینکه همین عزیزان نیز درشرایط سخت جبهه دفاع مقدس هم مشغول مداوای مجروحین بودند آن هم در شرایطی که حتی دست کمی از خط مقدم نداشت.

در واقع عزیزان درمان حتی در شرایط عادی که مردم با خیال راحت به مسافرت می‌روند و زندگی عادی خودشان را دارند کادر درمان هر لحظه در جبهه سلامت مشغول نبرد می باشند ولی شاید هیچگاه به چشم نیامده و این عزیزان بدلیل بی ادعا بودن هیچگاه دیده نشدند ولی با انتشار ویروس کرونا و جایی که باید جانفشانی کرد و افرادی که حتی خانواده هایشان از تماس با آنها هراسانند ولی چه قهرمانانه و چه مهربانانه آنها را درآغوش می‌گیرند و نمونه آن هم شهدایی هست که در جبهه سلامت شبیه جبهه جنگ تقدیم نمودند.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

صحبتی که در پایان عرایضم دارم با عزیزان و مسئولین هست که همیشه و در شرایط دشوار که مشکلی یا حادثه ای یا اتفاقی می‌افتد بطور ناخودآگاه هر کسی به یاد روپوش سفیدان ، کادر درمان و آمبولانس می افتد و در آخرین لحظه میدانند که باید کسی به یاریشان بیاید که معمولا دست ناتوان و احیانا تن مجروح شان را به دامان روپوش سفیدان می سپارند که در صورت نبودن آنها ، گاهی فرد حادثه دیده، هر کسی که باشد از بالاترین رئیس تا فرد معمولی خدای ناکرده باید با زندگی خداحافظی نماید و در آنجا هست که اهمیت حضور و وجود کادر سلامت مشخص می‌شود،

خبر سوم خرداد
۵ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
تعداد بازدید : ۱,۸۴۳
کد خبر : ۹,۳۶۲

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید